أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

80

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

فرداى قيامت چون بنگرد عمر صرف كرده باشد در كارى كه ثمرهء آن عقاب بود نه سرمايه دارد نه سود عند آن پشيمانى او سخت شود و سود ندارد . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 86 تا 89 ] كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 86 ) أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ ( 87 ) خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ ( 88 ) إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 89 ) ميگويد كه : چگونه هدايت كند خداى تعالى گروهى را كه پس از ايمان كافر شدند حسن بصرى گفت : آيت در اهل الكتاب آمد كه ايشان پيش از قيام و ظهور رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او ايمان داشتند و مقرّ بودند چون بيامد منكر شدند و كافر گشتند و هدايت در آيت متحمل است وجوهى را كه بعضى از آن گفته شد ديگر آنكه الطافى كه خداى تعالى با مؤمنان كند كه ايشان را آن لطف باشد در ثبات بر ايمان و آن در حقّ كافران اگر نكند لطف نباشد چنان كه در شاهد آنكس كه دعوتى سازد و جماعتى را بطعام و مهمانى خود خواند خواندن او بر عموم همه را لطف باشد آنگه از ايشان جماعتى بيايند و جماعتى نيايند آنان كه بيايند ايشان را شمع پيش بفرستد و چون بدر سراى رسند استقبال كند و اين لطف باشد و ليكن در حقّ آنان كه حاضر آيند و امّا آنان كه نيامده باشند در حقّ ايشان لطف نباشد از بهر چيزى كه راجع با ايشان بود نه با ميزبان و اين وجهى معتمد است و نيكو يعنى خداى هدايت نكند و لطف نكند آنانرا كه كافر شدند بعد از اظهار ايمان از بهر آنكه ارتداد از مؤمن حقيقى درست نباشد و گواهى دادند كه : رسول يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حقّ است و بديشان آمد حجّتهاى روشن بر صحّت نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خداى تعالى هدايت نكند ظالمان را يعنى كافران را اين جماعت جزاى ايشان آنست كه بر ايشان بود لعنت خداى و فرشتگان و مردمان بجملگى ايشان اگرچه لعنت خداى كفايت است كافران را ذكر لعنت فرشتگان و مردمان براى آن كرد تا بدانيم كه ما مكلّف‌ايم بلعنت و تبرّاى ايشان و تا بدانيم كه : ما را هست كه ايشان را لعنت كنيم ايشان خالد و جاويد باشند در دوزخ و در لعنت ، عذاب را